فرسايش خاك در ايران
فرسايش خاك در ايران
رشد سريع جمعيت، تأمين مواد غذائي از طريق افزايش نياز به محصولات كشاورزي و مشخصاً گسترش سطح زير كشت را به همراه داشته است. به عبارتي نياز و آز امروزي جوامع بشري، فشار بر انواع منابع طبيعي تجديد شونده و فناپذير را به حدي زياد نموده است که از دامنه بردباري آن تجاوز کرده و بعضاً زمينه هاي سير قهقرايي را بوجود آورده است. از طرفي در قرن اخير پديده فرسايش خاك و پيامدهاي ناشي از آن مانعي اساسي در برابر توسعه جامعه بشري تلقي شده است.
افت کميت و کيفيت محصولات کشاورزي، تخريب مراتع، کاهش توليد اراضي جنگلي، نابودي تالابها، ناپايداري دامنهها، سيل هاي مخرب، افت منابع آبهاي زيرزميني، آسيبهاي جبرانناپذير زيست محيطي و در نهايت فقر اقتصادي و عدم ثبات اجتماعي جوامع انساني از علايم مشخص فرسايش خاک در واحدهاي توليدي طبيعت يعني حوزههاي آبخيز است. با نگاهي دقيق به مسائل و مشكلات اصلي حوزه هاي آبخيز در ايران مشاهده مي شود كه فرسايش خاك، توليد رسوب و وقوع سيلهاي متعدد از اساسيترين موضوعات مبتلابه تلقي شده که توان و انرژي زيادي از مديران، کارشناسان و متخصصين را به خود اختصاص داده و حتي توجه به ساير منابع را به سمت خود منحرف نموده است.
اگرچه تصوير صحيحي از فرسايش خاک در کشور موجود نميباشد لکن بر مبناي آمار و رسوبات ته نشين شده در مخازن سدهاي بزرگ كشور و نـيز برآورد سازمان خواروبار و كشاورزي جهاني (فائو)، ميزان فرسايش (آبي) خاك در کشور حدود 38 تن در هكتار در سال مي باشد که در سطحي حدود 125 ميليون هكتار از آبخيزهاي ايران، حدود 75/4 ميليارد تن در سال برآورد ميگردد. لازم به ذكر است كه اين رقم در سال 1350 حدود يك و در سال 1360 حدود 5/2 ميليارد تن در سال برآورد گرديده است. به اين ترتيب، بطور متوسط در هر سال و از هر هكتار اراضي كشور در حدود 75 كيلوگرم نيتروژن، 24 كيلوگرم فسفر و 8 كيلوگرم پتاسيم از دست ميرود. اين رقم معادل 150 كيلوگرم كود شيميايي در هكتار مي باشد، كه سالانه معادل ميلياردها ريال خسارت از طريق كاهش عناصر غذايي خاك را به کشور تحميل ميکند.
همچنين بر اساس آمار موجود، ميزان رسوبدهي حوزه هاي آبخيز كشور بطور متوسط 2/8 متر مكعب در هكتار در سال ميباشد كه از اين مقدار 7 متر مكعب آن در مخازن سدها رسوب مينمايد و بقيه از دريچه سدها خارج ميشود. بدين ترتيب با توجه به مساحت حوزههاي آبخيز سدهاي در دست بهرهبرداري كه از طرف وزارت نيرو 33 ميليون هكتار اعلام شده است، حجم رسوبگذاري در مخازن سدها حدود 231 ميليون متر مكعب برآورد ميگردد. همچنين قابل پيشبيني است كه با حفظ روند موجود رسوبدهي حوزهها و عدم افزايش آن در مخازن سدهاي در دست، ساليانه حدود 511 ميليون متر مكعب گل و لاي در كل مخازن سدها رسوب نمايد. انباشته شدن مخازن سدهاي ذخيره اي كشور از رسوبات كه در دهه 1340 توسط كارشناسان متخصص اعلام شده بود، دولت وقت را به فكر چاره انديشي بمنظور پيشگيري از ورود رسوبات به درياچه هاي سدهاي مهمي چون اميركبير، دز و سفيدرود انداخت.
به هر تقدير و با وجود مطالعات و تحقيقات زيادي كه طي دو دهه اخير در دنيا روي فرسايش خاك، حمل رسوبات و سرانجام رسوبگذاري آنها بعمل آمده، هنوز راهي طولاني براي درك فرآيندهاي پيچيده اين پديده باقي است. تجارب بدست آمده نشان ميدهد كه تنها مهار آبها با احداث سد، مشكلات را مرتفع نساخته و بالعكس توليد آب كافي و مطمئن در عرصه اين سدها اساسي ترين مسئله است.
در مجموع ميتوان اظهار نمود که مديريت جامع و همه جانبة حوزههاي آبخيز کشور و بهرهبرداري شايسته از آنها بر اساس قابليت و استعداد آنها و بر طبق الگوي آمايش سرزمين از اصوليترين رويکردهاي تعامل با پديدة فرسايش خاک تلقي شده و طبعاً پيامدهاي ماندگار اين اقدامات حيات رو به فناي سامانههاي آبخيز کشور و در نهايت مملکت را احيا خواهد نمود.
نام وبلاگم گوگئییر (Gogeyir) ،