مفهوم جغرافيا


تقريبا 2300سال قبل براي اولين بار اراتوستن دانشمند بزرگ يوناني كلمه جغرافيا را به كار گرفت و امروزه به عنوان يكي از قديمي ترين  رشته هاي علمي شناخته مي شود.

كلمه جغرافيا ،با شناخت  جمله (مردم  در كجا زندگي مي كنند)عينيت مي يابد،بدينسان ،كلمه  كجا به مكان هاي موجود در سطح زمين كه مردم براي زندگي خود انتخاب كرده اند اطلاق مي شود.در كلمه زندگي نيز پراكندگي  و تراكم مردم مورد تاكيد مي باشد.بعد از اينمفهوم ،سوالي به اين شرح مطرح مي شود:مردم چگونه زندگي مي كنند؟در ماهيت اين گزاره ،عوامل فضا و مكان نهفته است.

در هم تنيدگي پديده هاي طبيعي و انسان ساخت كه در سطح زمين پديدار مي شوند هسته و علت  وجود  علم جغرافيا را سبب مي گردند.بدين معني كه در مكان و فضا ،پديده هاي طبيعي و انساني كه با زمان تغيير مي يابند به نمود هاي جغرافيايي امكان مي دهند.روشن است كه هر پديده اي ويژگي هاي خود را دارد و در زمان و مكان  معيني پديدار مي گردد.در گستره  زمين بازيگران اصلي فضاي جغرافيايي ،نه طبيعت و نه تنها  انسان مي باشد بلكه در هر فضاي جغرافيايي طبيعت و جامعه در توليد فضا و مكان هر يك به ميزان توانايي خود ،سهمي را به خود اختصاص داده اند.

تاريخچه:

جغرافيا در واقع برخوردار  از ريشه هاي كهن يوناني،لاتيني،چيني و عربي است. در سده اول بعد از ميلاد،استرابون  مورخ و مكتشف يوناني،نخستين مجموعه از جغرافيا ي مفصل جهان را تدارك ديد كه در آن  توصيف سرزمين ها و مردمان پرداخته شده بود.ولي بيشينه جغرافيايي مدرن از سده نوزدهم آغاز مي شود و تا حدود زيادي ريشه در فلسفه عصر روشنائيها دارد و خود در تحكيم مدنيت كه سراسر حيات اقتصادي،اجتماعي،اجتماعي و سياسي جهان غرب را تحت تاثير خود قرار مي دهد،موثر افتاده است.از دوران باستان تا عصر نو جغرافيا همچنان بر دوام ماند.مسافران و ماجرا جوياني از چهار سوي امپراطور يها برخاستند كه به وجهي خستگي نا  پذير  براي آشنايي با احوال نواحي مختلف جهان كشف ناشده ،پاي در راه نهادند.سده نوزدهم عصر اكتشاف هاي بزرگ در سياره ما و تقسيم آن ميان قدرت هاي عمده اروپايي بود و دامنه اكتشاف ها به زودي به گستره دو قطب كشيده شد.انجمن هاي جغرافيايي همه جا سر برآوردند و در گزارشهاي سفر به  جاذبه هاي محيط هاي دور دست  و بيگانه  و توصيف شگفتي هاي طبيعت و تشريح امور جامعه هاي از دست رفته ،به بيان خصوصيات انواع معيشت اختصاص دادند.

ابهام  سوء برداشت  در تفهيم جغرافيا و محتواي آن

اكثر مردم صرفا برداشتهايي مبهم از محتواي جغرافياي علمي دارند.هنوز مردمي را مي توان يافت كه كماكان فكر مي كنند جغرافيدانان بايستي انبوهي از اطلاعات  را دانسته و از جمعيت تمامي شهر هاي جهان مطلع بوده  و يا نام تمامي كشورهاي جديد در قاره آفريقا را دانسته و به توانند آنها را روي نقشه نشان دهند.شناخت نام مكان ها ي مختلف  جغرافيايي تنها جزئي از رشته جغرافيا استاما نه اينكه تمامي جغرافيا به اين مقئلات منحصر شود.

در پايان دهه 1960،آموزش جغرافيا كه از بيم كشيده شدن به عرصه مناظرات سياسي دستخوش ركود و بي تحركي بود،در شرايطي به سر نمي برد كه بتواند به جوانان ادراكي شايسته تر از جهان ارائه دهد و اين اساسي ترين اتهامي بود كه عليه تدريس جغرافيا عنوان  مي شد.جغرافياي دبيرستاني  و دانشگاهي در جريان رخدادهاي 1968مورد بي مهري و بد رفتاري بسيار قرار گرفت.

ايام جنگ سرد،دو قطبي شدن جهان ،پيايش پديده كم رشدي ،ايجاد جامعه اروپا ،انفجار جمعيت  در شهر هاي جهان  همه  و همه زمينه اي مناسب براي به هنگام كردن آموزش جغرافيا فراهم آوردند،ولي جغرافيا در امر نوگرايي و تجديد ساختار   خود راه به جايي نبرد.اما در سال هاي دهه1970شاهد گسترش انكار ناپذير آموزش جغرافيا و  تغيير در محتواي كتب درسي و الحاق فصولي تازه به اين كتاب ها هستيم.

اهميت آموزش همگاني جغرافيا و فراگيري تفهيمي آن در زندگي

جغرافيا رسالت نظم دهي به فضاهاي زيستي را بر عهده دارد.به عبارت ديگر سامان دهي روستاها ،شهر ها ،محله ها و هماهنگي فعاليت هاي اقتصادي گروه هاي انساني با امكانات محيطي و حفاظت از محيط زيست را بر عهده دارد.

آموزش جغرافيا نه تنها در افزايش  درك و فهم ما از دنيا و محيط پيرامون زندگي به ما كمك مي كند بلكه به عنوان بستري مناسب جهت تربيت و آموزش شهرونداني فعال و مسئول در دنياي كنوني و آينده مطرح است.اين رشته علمي به انسان كمك مي كند كه زيستگاهش و محيط زيست دور و نزديك خود را دريابد و اين فهم كه در دنيا شكل ها و اندازه هاي و رنگ هايي كه براي او معنايي ندارند غرق نشود.

امروزه جغرافيدانان در كنار انجام امور آموزش  و تحقيقات در عرصه هاي مختلف برنامه ريزي محيطي،برنامه ريزي شهري و روستايي و سياستگزاري رشد و توسعه انجام وظيفه مي كند.اين علم به مطالعه كنش و واكنش پديده ها در مكان مي پردازد و تلاش براي ايجادپ تفاهم و مشاركت پميان گروههاي انساني از يكسوپ و بين موجودات انساني و محيط طبيعي از سوي ديگر وظيفه جغرافياست.

اهميت آموزش جغرافيا براي دانش آموزان

1-آموزش جغرافيا امكان آشنا كردن دانش آموزان  را با وضع سياره اي كه  در آن زيست مي كنند فراهم مي اورد.

2-جغرافيدانان براي جايگزين كردن و عرضه مشاهدات خود يكي از بنيادي ترين زبانهاي انسان متجدد،يعني نقشه را به كار مي گيرند،همه دانش آموزان لازم است خواندن ،تفسير كردن و به كار گرفتن نقشه را بياموزند.

3-جغرافيا موجبات شناسايي آنچه را كه در دور دستها قرار دارد با تكيه بر تفاوتها  و تمايزات آن با افق هاي آشنا فراهم مي آورد.براي نيل به اين هدف معلمان مي بايست كنجكاوي دانش آموزان را در برابر جهني كه در ان زندگي مي كنند بر انگيزند.

4-جغرافيدانان به تحليل جهني اشتغال دارند كه بي وقفه در تغيير است و چنين كيفيتي آنان را به تاريخ پيوند مي دهد.درك و ضعيت سده هاي ميانه بدون شناخت محيط زيستي اكه انسان  ها طي سده ها ناگزير به مقابله با آن بوده اند ،ميسر نيست.جغرافيا هر بار كه موضوع درك ابعاد فضايي تحولات مطرح است با تاريخ در مي آميزد.

5-هدف از آموزش جغرافيا عرصه مسائل بزرگ جهاني معاصر  واز آن ميان پيدايش ظهور فضاهاي بزرگ متروپلي شدن و جهاني شدن اقتصاد،نابرابري در امر توسعه و مخاطرات بوم شناختي بوده است و اين وجهي ديگر از امر پرورش شهروندان  جهان آينده است.

اصطلاحات  و مفاهيم مهم بنيادين جغرافيايي

الف-موقعيت:

اولين پرسشي كه در هر تحقيق جغرافيايي مطرح است ،كجايي يا موضوع قرار گيري پديده هاي و اشياءاست كه در جغرافيا به دو صورت موقعيت مطلق و موقعيت نسبي بيان مي شود.موقعيت مطلق يا خاص ،محل قرار گيري پديده ها  و اشياءبه گونه اي منحصر به فرد و تكرار نشدني بيان مي كند.موقعيت مطلق نه تنها بخشي از پاسخ به كجايي است.موقعيت نسبي يعني موقعيت يك مكان در ارتباط  با  مكان يا مكان هاي ديگر و در واقع به موقعيت نسبي اشاره كرد.مثلا پارامترهايي مانند زمان ،جهت ،فاصله و عوارض مشخصه مكاني به كار مي روند.

مكان:

موضوع مكان به اين پرسش كه يك موقعيت چگونه است و چه ويژگي هايي دارد،پاسخ مي دهد.جغرافيدانان مي كوشند،آن چه را كه موقعيتي ممتاز و يگانه مي سازد،شناسايي كنند.هر موقعيت جغرافيايي ،خصايصي محو و نامحسوسي دارد كه به آن هويت و شخصيت مي دهد و سبب تمايزش از ديگر محيط هاي كره زمين مي شود.مكان كانون علم جغرافياي است تفاوت ها  و گوناگوني ها ي  مكاني بسيار زياد است.اين گوناگوني ها نتيجه عوامل موثر داخلي و خارجي است.

منطقه

موضوع منطقه پاسخي به اين پرسش است كه مكان ها چه اندازه شبيه يكديگرند؟موقعيت و مكان در درون اين قلمرو فضايي به هم گره مي خورد.در واقع منطقه،موقعيت هاي نسبي است كه در ويژگي هاي فيزيكي –طبيعي  و فرهنگي –انساني ،وحدت و انسجام دارند.منطقه بندي يكي از  مهم ترين مشغله هاي فكري جغرافيدانان است و حاصل آن ارائه معيارهاي منفرد و تركيبي تفكيك منطقه هاست.

فضاي جغرافيايي :

فضاي جغرافيايي ،فضايي است كه مكان آن  در زمين قابل تعيين است.فضايي عيني ويا به تعبير فرانسوا پرو فضايي معمول است.فضاي جغرافيايي فضايي در حال تغيير است،فضايي در عين حال سازمان يافته و تقسيم بندي شده است.تقسيم بندي فضايي مي تواند  بر اساس شاخص هاي كاركردي صورت پذيرد و بازتاب خود را به صورت چشم انداز  نشان دهد.بدين ترتيب چشم اندازهاي  آمايش يافته ،ميان شهرها و روستاها  و ميان فضاهاي روستايي و فضاهاي شهري تقسيم مي شود.هر يك ز ين فضه ،با سيماي ظاهري با روند فعاليت ها ،با تراكم جمعيت انساني و با جريان هاي گوناگون خود را متمايز مي دارد.

محيط جغرافيايي :

در واقع محيط جغرافيايي از در هم تنيدگي شرايط اجتماعي-اقتصادي ساختار جامعه و لايه هاي زندگي بوجود مي آيد.مفهوم محيط جغرافيايي قبل از همه تاكيد در موجوديت و حضور ساختار جامعه دارد.

امروزه در جغرافيا دو محيط بيشتر مورد تاكيد قرار دارد:محيط طبيعي و محيط انسان ساخت(شهر و روستا).از اين رو است كه هر محيط جغرافيايي از كليت و يكپارچگي ساختاري جامعه و محيط (طبيعي و انسان ساخت) به وجود ممي آيد.

چشم انداز طبيعي:

چشم انداز هاي طبيعي در عصر ما به چشم اندازهايي گفته مي شود كه به معناي دقيق و محدود كلمه در فضاي مسكون يا اكومن جاي ندارد و خاص مناطقي است كه به دليل وجود تنگناهاي اقليمي براي فعاليت هاي كشاورزي و يا دامداري نامساعدند.از آن جمله مي توان كوههاي بلند  يا نواحي يخ زده عرض هاي جغرافيايي بالا  بيابان هاي سرد و گرم و گاه  قلمرو جنگل ها و مانداب هاي واقع در سرزمين  هاي گرمسيري را در اين فصل جاي داد.

يك محيط طبيعي مي تواند موجب پيدايش مجموعه اي از چشم اندازهاي گوناگون  شود و مورد استفاده هاي متفاوت قرار گيرد تا آنجا كه در يك محيط معين گاه به تلفيق ميان مجموعه اي از كاربردهاي مختلف مي رسيم.

منزلت و جايگاه جغرافيا در جهان امروز

تغييراتي كه جغرافيا از آغاز دهه 1980شاهد آن بود ،بازتاب وسعت جهش هايي است كه جهان عرصه آن است و از آن ميان ميتوان از افزايش جوّ تهديدي ياد كرد كه بر محيط زيست سنگيني  مي كند و جهاني شدن اقتصاد  و رشد شتابان ماد شهرها  و فروپاشي بلوك سوسياليستي و انكار فلسفه هاي سياسي مغرب زمين.جغرافيا امروزه از ستايش جهاني كه ديوانه وار دستخوش هيجان توليد هر چه بيشتر و زشد اقتصادي است روي گردانده است.

جغرافياي امروز كه مراقب   روياها و اميدهاي انساني است،مدخلي ضروري براي همه علوم انساني شمرده مي شود.جهان پست مدرن از پرستش زمان باز ايستاده و اكنون توجه و عنايتي را نثار فضا مي كند كه دير زماني سزاوار آن بوده است.

جغرافيا آيين علمي آشنايي است كه در نظام آموزشي كشورها از منزلتي سزاوار برخوردار بوده است.جغرافيا بر آن است تا براي همه كساني كه مايل اند شهروندان جهان ما به حساب آيند مباني  يك فرهنگ عمومي را فراهم آورد،براي همه كساني كه به ضرورت مي بايد از زمين و از واقعيت ها و مسائل آن  و از خطراتي كه ساكنان آن را تهديد مي كند  ديدي      وسيع و غني فراهم آورند.

جغرافيا امروزه در كانون توجه و آموزش  كساني قرار دارد كه به حرفه هاي جديدي چون جهانگردي،ترابري،آمايش سرزمين،شهر سازي  و حفظ ميراث هاي طبيعي روي آورده اند.جغرافيدانان به عنوان كسي كه به كار ميداني دل سپرده است،به ايدئو لوژيهايي تندروانه و به راه حل هاي ساده انگار از سر بدگماني مي نگرد.او به گوناگوني يافته ها و داناييهايي كه مردماني با فرهنگ هايي گوناگون در جريان انديشيدن درباره زمين فراجنگ آورده اند و به تنوع آموزه هايي كه اين مردم را در كار شكل بخشيدن به زمين راهبري كرده است ا خود توجه و حساسيت نشان مي دهد.جغرافيا در نهايت اموز فراخواني است كه به درك عميق از تنوع محيط ها و تمدن ها و محترم شمردن آنها.

منابع و مآخذ

1-اوليويه دولفوس:تحليل جغرافيايي ترجمه دكتر سيروس سهامي 1370

2-آريلد هولت-جنسن:جغرافيا ،تاريخ و مفاهيم:ترجمه جلال تبريزي1376

3-پل كلاواك:جغرافياي نو ترجمه دكتر سيروس سهامي

4-دكتر حسين شكوهي:انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا جلد اول1375

5-ژاك شبلينگ:جغرافيا چيست؟اقتباس از دكتر سيروس سهامي1375

6-فرهاد شهداد:ايده هايي براي آموزش پنج موضوع بنيادين جغرافيا  مجله آموزش رشد جغرافيا شماره79

7-اولويه دولفوس:فضاي جغرافيايي ترجمه دكتر سيروس سهامي1374

8-پل كلاواك:تاريخ جغرافيا ترجمه دكتر سيروس سهامي 1376

تاليف  خانم اكرم هديه لو عضو گروه آموزشي جغرافياي استان قم اسفند1386